احساس می کردم دوستم دارد، خودش هم همین را می گفت، وقتی ناراحت می شدم او هم غصه می خورد، گاهی که کلافه بودم او هم کلافه بود، نمی دانم از کجا شروع شد؛ اما حالا حس می کنم دوستم ندارد، از ناراحتی ام ناراحت نمی شود، وقتی کلافه ام او انگار درکم نمی کند، کاش می دانستم از کجا شروع شد؟
۱۳۹۰ اردیبهشت ۷, چهارشنبه
فقط به خاطر یک نخ سیگار / محمود دولت آبادی در مراسم تشیع محمدرضا لطفی
فقط به خاطر یک نخ سیگار آرش گیلانی پور در حاشیه مراسم تشیع جنازه محمدرضا لطفی، انتشار عکسی از محمود دولت آبادی در کنار وزیر ا...
-
زنده یاد شیون فومنی دوست گلم " پدرام مژدهی" ازجوانان با فرهنگ و اهل شعر و ادب گیلان؛ شعر" میرزا قشم شم" اثر...
-
خان بابا سلام دیشب خوابیده بودم، خواب می دیدم تو اومدی توی مراد آباد داری تو قهوه خونه ی مش رجب قهوه چی واسه مراد آبادیا حرف می زنی،...