دروغهای فراوان
وقتی پای امار و ارقام می نشینید همه چیز خوب است و بدون کمترین مشکل و خلاصه اوضاع رو براه است؛ اما به گوشه گوشه ی کشور که می روی جز دروغ چیزی نمی بینی، یک نمونه از این دو گانگی ها همین اوضاع برنج کشور است.
حضرات به محض سوار شدن بر خر مراد قیمت برنج را چنان بالا بردند که چاره را تنها در وارد کردن بی رویه ی برنج بی عطر و طعم اما نردبان مانند خارجی دیدند و از آن پس نه تنها شهر نشینان که حتی روستاییان خود گیلان و مازندران نیز از این برنج های بی کیفیت استفاده کردند.
کاری به هشدارها مبنی بر سرطان زا بودن این گونه برنج های واراداتی نداریم؛ اما همین سیاست باعث شد کشاورز گیلانی و مازندرانی که اخرین نسل باقیمانده از کشاورزان ایرانی بودند آشکارا کشت و کار را رها کرده وگاهی به شهرها کوچ کنند.
در سفر دو سه روزه ای که به گیلان داشتم چیزی که بیشتر از همه در نظرم بود، تعداد زیاد زمینهایی که بایر مانده و به قول خود گیلانیها""چور"" شده اند.
یکی بیاید جواب بدهد، چرا باید برنج مضر هندی و پاکستانی که سرشار از انواع بیماریهاست همپای برنج ایرانی قیمت داشته باشد، آن وقت برنج کشاورزان ایرانی با کیفیتی به مراتب بالاتر مشتری نداشته باشد؟
عکسی هایی که مشاهده می کنید یکی از هزاران زمین بدون کشت مانده در گیلان است، رنج اور و دشوار است دیدن زمینهای بایری که روزگاری محصولشان زینت بخش سفره ی ایرانی بود.چه کسی مقصر است؟

