داشتیم زندگیمونو می کردیم، اومدی گفتی براتون رودخونه ای از شیر و عسل در نظر دارم، بیایین کمک کنین تا بتونیم این سد جلوی رودخونه رو بشکنیم و چنین و چنان ، وقتی سد رو شکستیم اومدی و گفتی حالا وقتشه که کارای بزرگتر بکنیم، باید این رودخونه رو تبدیل به دریا کنیم، حالا بیایین باهم بیل بگیریم دستمون و رودخونه رو به اندازه ی دریا پهن کنیم، یه تعدادی از ما که بیشتر می فهمیدن همون موقع جا زدن؛اما ماها که کمتر می فهمیدیم شدیم عین بز اخفش، دنبالت راه افتادیم تا مثلا دریای شیر و عسل درست کنیم، می فهمی که......؟
نمایش پستها با برچسب دلتنگی،گیله مرد. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب دلتنگی،گیله مرد. نمایش همه پستها
۱۳۸۹ آبان ۱۰, دوشنبه
اشتراک در:
پستها (Atom)
فقط به خاطر یک نخ سیگار / محمود دولت آبادی در مراسم تشیع محمدرضا لطفی
فقط به خاطر یک نخ سیگار آرش گیلانی پور در حاشیه مراسم تشیع جنازه محمدرضا لطفی، انتشار عکسی از محمود دولت آبادی در کنار وزیر ا...
-
زنده یاد شیون فومنی دوست گلم " پدرام مژدهی" ازجوانان با فرهنگ و اهل شعر و ادب گیلان؛ شعر" میرزا قشم شم" اثر...
-
چندی پیش یکی از دوستان گیلانی مقیم اروپا در یادداشتی خواسته بود تا شعر" گیله لو" را برایش بنویسم. از آنچا که گیلان دارای تنوع گ...