‏نمایش پست‌ها با برچسب نازنین، شکوفه ی گیلاس، قفس. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب نازنین، شکوفه ی گیلاس، قفس. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۰ خرداد ۱۰, سه‌شنبه

سلام نازنین


فرتور اختصاصی از گیله مرد


 دلم گرفته بود! نه اینکه فکر کنی دردی هست، غصه ای هست، و یا حتی کمبودی و نارسایی ای هست، نه ! بس که این روزها خوش و خرم و سلامتیم، خواستم برایت بنویسم، بنویسم که راحت باش، پشت آن دیوارهایی که خیلی های دیگر هستند و خیلی های دیگر نیز خواهند آمد، چشمانت را ببند و هیچ فکر نکن که علی کوچک ات چگونه بدون تو سر به بالین می گذارد.

نازنینم؛

هیچ غمی، غصه ای و حتی هیچ گرسنه ای دیگر نیست، چه باک اگر مادر علی نتواند از حساب شخصی اش برداشت کند، حال چه فرق دارد که تو باشی و یا که نباشی! روزگار به روال سابق به کام نامردان و مجیزنویسان و ثناگویان است، حالا چه فرق دارد اگر ثناگویی در پیش چشم صدها نفر برای مدح بی موقع اش تو دهنی بخورد؟

چشمش کور! اگر تا تصمیم کبری یا روباه وزاغ خوانده بود باید می فهمید لعنت بر دهانی که بی موقع باز شود، خوب اگر نخوانده بود چگونه آن روز ، آنجا جلوی آن همه آدم!! توانست لاشه ی متعفن اش را از زمین بلند کند و حرفهای فاضلابی بگوید؟

آخ نازنین؛ دلم برایت تنگ شده، برای آن خنده های ریزت، برای پندهای آموزنده ات از روزگار، برای همه ی همراهی ها، برای دوست داشتن هایت، دلم برای خودت تنگ شده ، نازنین! حالا دارد یک سال می شود که نیستی، چشم بر هم بزنی چهارمین شکوفه ی گیلاس را خواهیم چید؛ اما ، اما، اما به تو قول می دهم، قول می دهم تو پیش از شکوفه ی چهارمین گیلاس خواهی آمد، آنجا در جمع خوبان گاهی فکر کن که :

سیاه ترین ساعات شب به سپیده منتهی است

به انتظارت می مانم تا پیش از چهارمین شکوفه ی گیلاس برگردی.....

فقط به خاطر یک نخ سیگار / محمود دولت آبادی در مراسم تشیع محمدرضا لطفی

فقط به خاطر یک نخ سیگار آرش گیلانی پور  در حاشیه   مراسم تشیع جنازه محمدرضا لطفی، انتشار عکسی از محمود دولت آبادی در کنار وزیر ا...